تبليغاتX
اسرار دل
اسرار دل

ارتباطات
پیام مدیر وبلاگ

يا رب چوبرآرنده حاجات تويي
هم قاضي و كافي مهمات تويي
من سر دل خويش به تو كي گويم
چون عالم اسرار خفيات تويي
مدیر وبلاگ
محمود
نویسندگان دیگر وبلاگ

آرشیو وبلاگ
دوستان
پيوند هاي وبلاگ محمود
تاریخ
لوگوی دوستان
طراح قالب

POWER BY :
BLOGFA
پایان
MahmoOd

گل نيست چنين سرکش و رعنا که توئی

مه نيست بدين گونه فريبا که توئی

غم بر سر غم ريخته آن جا که منم

دل بر سر دل ريخته آنجا که توئی

 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |

دوستت دارم

MahmoOd

 

دوستت دارم و اين نغمه كنم آوازم
سر دهم ، جان بدهم بر تو فقط دل بازم

عاشقت هستم و پروانه ي پر فريادم
ديگر از پيله ي خاموش دلم پر سازم

واژه اي سبز تر از عشق نديدم هرگز
با همين نام دگر راه تو را آغازم

با تو از راز دلم پرده ي غم بردارم
داد بي پرده ي من فاش كند هر رازم

با تو هر معجزه اي رنگ حقيقت گيرد
كم كن اين فاصله را ، منتظر اعجازم


 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |

فریادرس
 MahmoOd

 

من ز بیداد تو هرگز نکنم ناله و درد

داد از آنکس که چنین چهره زیبا به تو داد


سوختم سوختم از هجر به فریادم رس

پیش از آن روز که از خانه ام آید فریاد

توبه کردم که دگر دل به کسی نسپارم

اگر از حلقه گیسوی تو گردم آزاد

غافلی در شب هجران تو چون می سوزم

آنچنان مست که پروانه ز من گیرد یاد

 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |

تنها دلیل بودن

MahmoOd

 

خیلی وقته که به خوابم نمیای،تویی که تموم دنیای منی

دیگه شعرای منو نمی خونی،تویی که تنها دلیل بودنی

خیلی وقته که صدای پای تو،این سکوت کهنه رو نمی شکنه

بعد از تو انگاری تنهایی داره،به دلم رنگ زمستون میزنه

تو که نیستی آسمون واسه گلها، قطره بارونی نمی باره دیگه

تو که نیستی مهربونیت دیگه نیست،تو شبام هیچ کسی قصه نمیگه

نمی خوام باور کنم که تو دلت،واسه من جایی نداری مهربون

قسم به غربت تلخ اين قفس،قلبمو دیگه به آتیش نکشون

نذار شونه هام تودست بی کسی، بی تو تا همیشه تنها بمونه

راز پر کشیدن رو از این قفس،غیر تو کسی آخه نمی دونه

 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |

رنگ سیاه ماتم

MahmoOd

 

چشم من بيا منو ياري كن

گونه هام خشكيده شد كاري كن،غير گريه مگه كاري ميشه كرد

كاري از ما بر نمی ياد،زاري كن

اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمی ياد،تا قيامت دل من گريه ميخواد

هر چي دريا رو زمين داره خدا،با تموم ابرهاي آسمونها

كاش كه ميداد همه رو به چشم من

تا چشمام به حال من گريه كنن

قصه‌‍‌‌ ي گذشته هاي خوب من،خيلي زود مثل يك خواب تموم شدن

حالا بايد سر رو زانوم بزارم

تا قيامت اشك حسرت ببارم

دل هيچ كي مثل من غم نداره،مثل من غربت و ماتم نداره

حالا كه گريه دواي دردمه،چرا چشمم اشكش رو كم مياره

همه جا رنگ سياه ماتمه

فرصت موندنمون خيلي كمه

سرنوشت،چشماش پُر...،نمي بينه

زخمه خنجرش مي مونه تو سينه

لب بسته،سينه ي غرق به خون،قصه ي موندن آدم همينه

  اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمی ياد،تا قيامت دل من گريه ميخواد

 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |

خداحافظ

MahmoOd

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم

خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم

در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی

خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی

 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |

تقدیم به عشق
تقدیم به عشق

خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو

سجده به عشقت میزنم

منجی جاودانه شو

ای کوه پر غرور من ، سنگ صبور تو منم

ای لحظه ساز عاشقی

عاشق با تو بودنم

روشن ترین ستاره ام

می خواهمت ، می خواهمت

تو ماندگاری در دلم

می دانمت ، می دانمت

ای همه وجود من

نبود تو ، نبود من

 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |

هدیه

Mahmood

 

وقتی دستام خالی باشه

وقتی باشم عاشق تو

غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

دلم را از مال دنیا به تو هدیه داده بودم

با تمام بی پناهی به تو تکیه داده بودم

هر بلایی سرم اومد

همه زجری که کشیدم

همه رو به جون خریدم ولی از تو نبریدم

هر جا بودم با تو بودم

هر جا رفتم تو رو دیدم

تو سبک شدن تو رویا ، همه جا به تو رسیدم

اگر احساسم رو کشتی

اگر از یاد من رو بردی

اگر رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپردی

بدون این رو که دل من شده جادو به طلسمت

یکی هست این ور دنیا که تو یادش مونده اسمت

 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |

رویا

MahmoOd

 تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست


حاجت به بيان نيست که از روي تو پيداست


من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم


افسوس که يک لحظه تماشاي تو روياست

 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |

غروب کوچه

MahmoOd

 غروب کوچه را ديری است می گردم به بوی تو

ببين! چون اشک افتادم به پای جستجوی تو

سراپا مست می خواهد مرا چشم سياه تو

کدامين باده غلغل می خورد، ها! در سبوی تو

دلم در دست ياد توست کمتر ناز کن با من

تمام آرزوی خويش را بستم به موی تو

تو انگاری بهار ديگری در گيسوان داری

نخواهم صبح گلشن، باصفای رنگ و بوی تو

چنان چشم تو در آيينه ی عصمت تماشايی است

که مريم نيز باشد وامدار آبروی تو

بيا بنشين و بنشانم کنار چشمهای خويش

بمان، تا شعرهايم را بخوانم با گلوی تو

تماشايی است با چشم تو رقصيدن، غزل خواندن

تماشايی است از چشم تو گفتن روبروی تو

 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |

دلم را ببر ...

Mahmood

دلم را، دلم را، دلم را ببر

به هرجا که می خواهی آن جا ببر

دلم را از اين کوچه بی عبور

به آبی ترين شهر رويا ببر

مگر آفتابی شود چشمهایم

مرا آن سوی آسمانها ببر

کويرانه با خويشتن زيستم

نگاه مرا سمت دريا ببر

گرفتار امروز مردابی ام

شبانه مرا سوی فردا ببر

کجا می روی عشق؟! بی من مرو

بمان با دلم يا دلم را ببر

 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |

ساقی

Mahmood

 

بگو ساقی، بگو با من کجايی؟

« مرا با توست چندين آشنايی »

بيا بر روزگار هم بگرييم

غريبانه کنار هم بگرييم

بيا با ساغری سرشار ديگر

مرا بی خود کن از خود بار ديگر

 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |

اسرار دل

Mahmood

مي خواستم شب باشم تا ستارگانم بر تو بتابند

مي خواستم غروب باشم تا سرخي افق من چشمانت را نوازش دهد

مي خواستم ابر باشم تا بارانم بر كوير قلبت ببارد

امّا

!افسوس

شبم را بي ستاره

و غروبم را بي افق

و ابرم را بي باران كردي و سرانجام قلبم را

......خاكستر كردي و خاكسترها را به باد سپردي

........اي كاش گلدان سنگي قلبت را با اين خاك پر نمي كردي

 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |

بهارم تویی

MahmoOd

سال نو شد مانده ام با آرزوهای کهن

گويا افتادم از چشم بهار خويشتن

دشت و صحرا را ببين در خشکسالی مانده اند

دست من خالی شد از بوی صفای نسترن

سرد سردم شد هوا طبل زمستان می زند

غنچه خاموش است و لب بست از شکوفايی چمن

چون درختان در مسير بادها قد می کشم

مانده زخم زوزه های بادها بر دوش من

ای پرستو بازگرد! اينجا بهاری نيست، نيست

در هوای ماست جاری بوی پرواز زغن

ياد باد آن روزگاران بهاری –ياد باد–

چون درختان من لباس تازه می کردم به تن

 

نوشته شده توسط : محمود | موضوع : | لینک ثابت |